تبليغاتX
یه تنها

یه تنها

اگر تنهاترین تنهایان شوم باز هم خدا با من است او جانشین همه نداشتن های من است

  

   کسی دیگر نمی کوبد

    در این خانه ی متروک ویران را

    کسی دیگر نمی پرسد

    چرا تنهای تنهایم

    و من چون شمع می سوزم

    و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند

    و من گریان و نالانم

    و من تنهای تنهایم

    درون کلبه ی خاموش خویش

    اما کسی حال من غمگین نمی پرسد

    و من دریای پر اشکم

    که طوفانی به دل دارم

    درون سینه پر جوش خویش

    اما کسی حال من تنها نمی پرسد

    و من چون تک درخت زرد پاییزم

    که هر دم با نسیمی می شود

    برگی جدا از او

    و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند...

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 18:5 توسط هستی |


 

 

دوباره می سازمت وطن    

اگر چه با خشت جان خویش

ستون به سقف تو میزنم   

اگرچه با استخوان خویش

دوباره میبویم از تو گل       

به میل نسل جوان تو

دوباره میشویم از تو خون    

به سیل اشک روان خویش

اگرچه صد ساله مرده ام    

به گور خود خواهم ایستاد

که برکنم قلب اهرمن        

به نعره انچنان خویش

اگرچه پیرم ولی هنوز        

مجال تعلیم اگر بود

جوانی آغاز میکنم            

کنار نوباوگان خویش

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 3:10 توسط هستی |


 

از کی معنای واقعی زندگی رو فهمیدم ....نمی دانم!

از کی تنهایی رو در آغوش گرفتم ......نمی دانم!

نمی دانم چگونه باید این خلوت رو شکست.....نمی دانم!

تا به کی با لبخندی تلخ بر لبانم در دل باید گریست .....نمی دانم!

تا به کی دوشهایم بار کش این همه غم و اندوه باید باشد.......نمی دانم!

تا به کی درختان باغ زندگیم با شروع نکردن بهاری نو به خزان خواهد رسید .....نمی دانم!

 ولی می دونم قدم زدن در میان برگهای خزان دلم و با شنیدن صدای خرد شدن آنها مانند دل خودم

که شکسته یا قدم زدن زیر باران پاییزی که همانند اشکهای من جاری و روان است و با برخورد

به چهره ام از دیده شدن اشکهایم جلوگیری میکنه تنها رهایی بخش دل خسته من اند

تا به کی خزان دل؟!

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 0:28 توسط هستی |


 

آن شب دوباره غصه ی تنهایی ، از اشک های چشم تو پیدا شد


بغض نگاه غمزده ی باران ، در ساحل نگاه تو دریا شد


آن شب دوباره دست و دلم لرزید ، شوری عجیب در دل من گل کرد


شوری شبیه شعر و شب شبنم ، از لابه لای پنجره پیدا شد


یادش به خیر آن شب پر احساس ، ماندیم و عاشقانه غزل خواندیم


اما دریغ ! رفتی و آن احساس ، افسانه ی تمام غزل ها شد


تا شهر چشم های تو راهی نیست ، تا شهر آب ، آینه و باران


شهری که پلک های پر از مهرش ، با غنچه های پنجره ها وا شد


در واپسین یک شب نم خورده ، از کوچه های شهر ، گذر کردم


اما تو را نیافتم و یادت ، در کوچه های شهر ، معما شد


باید سفر کنم به تو اما نه ... دیگر به تو نمی رسم ای رویا


حالا بیا ببین که دلم بی تو ، در غربت نگاه ، چه تنها شد
 

 

دلم بی تو ، در غربت نگاه ، چه تنها شد

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 19:21 توسط هستی |


کودک که بودیم چه دلهای بزرگی داشتیم،اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم

 کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش رااز نگاهش میشد خواند،اما اکنون اگر

 فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد ودلخوش کرده ایم که سکوت کرده ایم.

 سکوت ((پر))بهتر از فریاد ((توخالی)) نیست؟

 فکر میکنیم کسی هست که سکوت ما را بشکند اما افسوس که انتظار بی فایده است.

 آنقدر از گذشته ات سر افکنده ای که نمی توانی به آینده بیندیشی و آنقدر صهبای نفس سر کشیدی که جایی برای خدا نگذاشتی.

آنقدر در زندگی دویدی که آخر هم بدهکار شدی. چه شد که دلپاک آمدی و روی

 سیاه خواهی رفت،حال تویی و روزنه امید بخشش پروردگارت.اویی که سالهاست که فراموشش کرده ای اما باز هم تو را میخواند.

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 19:17 توسط هستی |


دوباره واژه سفر را در قاب تنهایی اتاق

خاطراتم میخکوب میکنم                                                                     

سرزمین خشک خاطره یخ زده  و فرسوده شده

زندگیم بوی غربت و بی قراری گرفته

رفاقتها پوچ وتو خالیست

وحال کوچ تبلور زندگیست

باید رفت و

به اندازه تمام تنهایی ها

 فریاد را

 در آغوش کشید

باید رفت و....

+ نوشته شده در یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 16:53 توسط هستی |


 

کاش می شد هیچ کس تنها نبود

کاش می شد دیدنت رویا نبود

گفته بودی با تو می مونم

ولی.....

                رفتی و گفتی آنجا جا نبود

                سالیان سال تنها مانده ام

               شاید این رفتن سزای ما نبود

                من دعا کردم برای بازگشت

                                    

                                     دست های تو ولی بالا نبود

                                    باز هم گفتی که فردا میرسی

                                      کاش روز دیدنت فردا نبود

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 13:0 توسط هستی |


 

 فرصتی نمانده ، پاهایم خسته است ، باید رفت ، باید رها شد از حصار تنهایی ، نمیدانم چگونه ؟ این چراها در مقابل دیدگانم ریلی به امتداد تمام زندگی ساخته اند ، شبانه آرزوهایم را در ژرف ترین نقطه ی ذهن کابوس زده ام دفن میکنم و با بقچه ی خاکستری خاطراتم راهی شهر رویایی خیال میشوم و از جاده ی پر از ابهام و تردید میگذرم ، گامهای لرزانم سکوت شب را میشکنند و من در برهوت تنهایی خویش به شمارش گامهایم میپردازم ...

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 13:52 توسط هستی |


 

امشب تمام ستاره های آسمان گریه میکنند امشب تمام مرغان هوا اشک میریزند امشب قلبی میشکند و صدای شکستنش به آسمانها میرسد من صدای شکسته شدن قلبم را شنیدم...

به یاد آنم که آفتاب عشقش در آستان دلم هرگز غروب نخواهد کرد

تازیانه های باد شلاق وار آن چنان پتکی بر سر فرود می آورند و با هر فرود گویی در گوش میخوانند که آی بیایید که امشب دلی دور از دلداده خون شد جامی بی می شکست و پروانه ای به گرد شمعی طواف نکرد امشب ساقی فریاد مستانه بر نیاورد که نوش..... مطرب آواز وصال نخواند امشب می خانه خالی بود همه میگریند حتی ستارگان در سوگ ماه

 

 

بمان با من که من بی تو صدای خسته در بادم

در این اندوه بی پایان بمان تنها تو در یادم

نمی دانم چرا غم ها نمی دانند که من سلطان غم هایم

بیا ای دوست با من باش که من تنهای تنهایم

 

 

اگر روزی دلت لبریز غم بود

گذارت بر مزار کهنه ام بود

بگو این بی نصیب خفته در خاک

یه روزی عاشق و دیوانه ام بود

 

هیچ کس هیچکس را نشناخت

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 15:39 توسط هستی |


 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 16:41 توسط هستی |


كراك (Crack) ماده ايست محرك كه از تصفيه كوكائين به دست مياد و به اشكال مختلف مصرف ميشود اما کراکي که در ايران وجود دارد از مشتقات هروئين است! البته در صورتي که بصورت علمي توليد شود! كراك ماده اي بي بوست، و مصرف آن خيلي راحت تر از ترياك و يا هروئين است.


اثرات مخرب مصرف كراك :

اعتياد به كراك باعث از بين رفتن درد، استرس، اضطراب و احساس سرخوشى و همينطور تحرك زياد ميشود؛ افرادي كه به اين ماده اعتياد پيدا ميكنند بعد از مدتي اثرات كراك در آنها همچنين اثرات ديگري كه مصرف بلند مدت اين ماده بجا ميگذارد اينهاست:

از بين رفتن اشتها، كاهش شديد وزن، شكنندگى پوست، پيرى زودرس، افزايش فشار خون و ترشح هيستامين كه باعث خارش در فرد ميشه، كراك شديدا باعث خواب آلودگي يا به قول معروف "چرت" ميشود؛ مصرف اين ماده اگر بصورت كوتاه مدت ولي مداوم باشد اثرات مخرب جبران ناپذيري روي بدن فرد مصرف كننده ميگذارد مثل : عفونت اعضاي داخلي بدن، پوسيدگي دندانها، سرطان حنجره و ريه و نابودي كبد.

بطور كلي تمام اجزائيكه تحت تاثير مستقيم كراك هستند ذره ذره نابود شده و مي پوسند ؛ در بعضي افراد معتاد به كراك، عفونت به حدي است كه اجزاي بدنشان از هم جدا مي شود و گوشت بدن دچار عفونت مي گردد و به قول معروف "كرم" ميزند؛ حتما شنيده ايد بعضي از معتادين به كراك وقتي ميميرند آنها را غسل نميدهند چون هنگام شستشو اجزاي بدنشان از هم جدا ميشود ؛ نميدانم اين مساله تا چه حد درست است اما شنيده ام مصرف چهار روز كراك باعث مى شود كه تاثيراتش به مدت چند سال در بدن باقى بماند و موجب اختلالات حركتي و تضعيف حس بينايى و لامسه بشود.
 


اثرات كوتاه مدت مصرف کراک :
معمولا بعد از مصرف كراك، احساس افزايش انرژي و سرخوشي زياد به انسان دست ميدهد، ضربان قلب بالا ميرود، درجه حرارت بدن زياد ميشود، فشار خون افزايش پيدا ميكند، همينطور رنگ پريدگي، كاهش شديد اشتها و لرزش به خصوص در دست ها بوجود ميايد، اما اين ماده تاثير خيلي بدي روي چشمها دارد تا جائيكه در بعضي موارد به انحراف مردمك يا "لوچي كاذب" منجر ميشود.

اثرات دراز مدت مصرف کراک :
كاهش شديد وزن بدن، يبوست، بي خوابي شبانه، ضعف جنسي، رنگ پريدگي، تعريق شديد، سردرد، لرزش دست ها، پريدن عضلات، آب ريزش دائمي بيني، اضطراب و بيقراري شديد، گيجي، رفتار تهاجمي، افسردگي و حتي تمايل به خودكشي از اثرات بلند مدت مصرف اين ماده است.
 


تاثير مصرف كراك روي فرد :
توجه داشته باشيد كه مصرف حتي يک بار کراک اعتياد آور است!
کراک بر خلاف هروئين، ترياک، حشيش و… بدون بو مي باشد و مصرف آن خيلي ساده است و به وسايل زيادي نياز ندارد و در طي چند دقيقه قابل مصرف است! بنابر اين جاسازي آن خيلي ساده است و پيدا كردن آن براي خانواده ها چندان راحت نيست؛ چيزي شبيه يه تکه گچ از ديوار کنده شده كه توجه هيچکس را بخود جلب نمي كند!

نشانه هاي فرد معتاد به کراک :
بعد از تمام شدن آثار نشئگي اثرات زير ظاهر ميشود :
نگراني و بيقراري شديد براي تهيه دوباره كراك، سر درد وافسردگي شديد، از بين رفتن شديد انرژي بدني و بي اشتهايي، داشتن حس نفرت نسبت به خود

عوارض اجتماعي مصرف کراک :
معمولا افراد معتاد (به هر نوع ماده مخدر)، مواد را از راههاي خلاف تهيه ميكنند اما دراين مورد (مصرف كراك) فرد به دليل توهمات زياد و حالت هذياني، حتي دست به كارهايي مثل دزدي و گدايي ميزند و بكلي گذشته اش را فراموش ميكند در حالي كه ممكن است فردي بسيار آبرومند و متشخص بوده باشد !!!

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 16:27 توسط هستی |


 

 

 

 

 

امشب حس عجیبی دارم...دوباره این دله خسته هوای تورو کرده .

خدایا توی این همه ادم چرا من...چرا من باید این همه درد رو تحمل کنم..

مگه من چی کار کردم ...به کدامین گناه من مجرم به تنهاییم...

خدایا مگه تحمل من چقدره ...

بخدا دیگه بریدم...

تا کی باید شبا به اسمون نگاه کنم تا کی ...

اما بازم دمت گرم...

هر چی باشه تو خدایی و ما بنده ی تنهای تو...

خدایا کمکم کن... دارم کم میارم...

خدایا...خدایا... خدایا...

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 1:37 توسط هستی |


 

    

            

 

              

             

 

         

 

        

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 0:50 توسط هستی |


 

سرد و سیاه و غم زده با دیوارای قد بلند

زندون تنگه دلمه باز اگه می تونی بخند

این دو تا تیکه چوب خشک ، دستای عاشق منن

یه روز قرار بود که با هم کوه ها رو از جا بکنن

اون قدمایی که روزا معنی جاده ها بودن

سخته براشون رو زمین همدم سایه ها شدن

یه جفت نگاه منتظر دو پلک غرقابه خون

یه بغض سرد و یه صدا پر از نرو پیشم بمون

سهم من از سکوتمه ، سهم من از یه عشق پاک

رسم شکارو کشتن و کشیدن به روی خاک

یکی بیاد با این شبا خورشید و رو به رو کنه

برای آسمون من ستاره آرزو کنه

+ نوشته شده در جمعه بیستم دی 1387ساعت 21:53 توسط هستی |


 

 

ای کاش محبت و عاطفه از میان انسان ها رخت بر می بست . ای کاش به هم وابسته نبودیم ای کاش گل محبت را در دل نمی پروراندم و خود را به تو مانوس نمی کردم تا از غم جدایی ات سال ها بگریم ای کاش از همان لحظه آشنایی چشم هایم را می بستم و دل به خدا می دادم . کاش می شد باز بار دیگر تو را ببینم زیرا حرف های ناگفته بسیاری داشتم ولی آنقدر زود ترکم کردی که وقت نشد بگویم دوستت دارم تو مانند کبوتر سفید از بام خانه دلم پر گشودی و به سوی آسمان تنهایی پر گشودی هر روز به یاد خاطراتت اشک می ریزم و نمی دانم با غم فراقت چه کنم . چه کنم دل کوچک من برای تو پر می زند تا شاید روزی از این قفس پرواز کنم و به سوی تو بیایم و در آن جا بگویم ای عزیزترینم دوستت دارم .

+ نوشته شده در جمعه بیستم دی 1387ساعت 21:52 توسط هستی |


خسته ام از زمزمه توی قفس
خسته ام شاید از این حجم نفس

خسته ام از خستگی از انتظار
خسته ام از زندگی در این مدار

خسته ام از نغمه های زنجره
از طبیعت پشت قاب پنجره

خسته ام از غربت بی انتها
از طلوع و از غروب منتها

خسته ام از شاید از این ازارها
از زبان و زخم یار آشنا

خسته ام از غربت دشت و دیار
از عبور و فاصله٬ دیدار یار

خسته ام از اینهمه تکرارها
از در و هجم قفس ٬ دیوارها

خسته ام از قصه زخم و نمک
فاش میگریم و الله معک

خسته ام دیگر نمی خواهم غمی
از مصیبتهای دنیای دنی

خسته ام از ماه و خورشید و فلک
از همه جور و ستمهای ملک

خسته ام از رنج بی پایان دل
از همه غرقه شدن در آب و گل

خسته ام از اینهمه خسته شدن
روز و شب دنبال یک لقمه شدن

خسته ام از عشق فرهادی ولی
بیستون ها کنده ام اینجا همی

خسته ام اما ولی فرهادی ام
خسته و مجنون دل لیلائیم

خسته ام نام مرا فریاد کن .....

+ نوشته شده در جمعه بیستم دی 1387ساعت 3:46 توسط هستی |


مسافر هميشه خسته


نبوده اي كه بشنوي سكوت ساده ي مرا


نيامده اي كه طي كني مسير جاده ي مرا


مني كه در نبودنت هميشه پيرو خسته ام


هزار بار مرده ام كوير دل شكسته ام

 
كنار جاي خاليت چه غصه ها نخورده ام


چه گريه ها نكرده ام چه رنجها نبرده ام


من مسافر هميشه خسته ام


من كه تا رسيدنت مسافر هميشه ام


شبي كنار ساحلم شبي ميان بيشه ام


بيا بيا بدون تو هميشه غرق هق هقم


بيا ترانه اي بخوان براي قلب عاشقم


هميشه دوست دارمت بهانه ي بهاري ام

 
تو هم بيا مرا بخوان بگو كه دوست دارمي ام .

+ نوشته شده در جمعه بیستم دی 1387ساعت 3:40 توسط هستی |


من کیستم ؟  دیوانه ای با درد عشق

مانده در زندان قطب سرد عشق

در عبور کوچه باغ خاطرات

این منم تنها ترین شبگرد عشق

می گریزم با هجوم گردباد

مثل برگی در خزان سرد عشق

خسته ام از دیدن نامردمان

با تو هستم پس کـــجـــایـــی مرد عشق ...................

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 3:12 توسط هستی |


آسمان را گويی غم بر چهره دارد . صدايش شکننده تر از ناله های خفته شده در سينه های مرده است و نگاهش گيراتر از چشمان کودکی است که زير گريه ی ابرها با پای پرهنه می دود.

رنگ آبی اش را در ميان سياهی ها پنهان کرده تا تپش قلب نوزادی که اکنون چشمانش را باز کرده به گوش آدمکهای چوبی اين خاک بی ارزش نرسد .

تنها مشعلدار کهکشان پير خاطراتی را به آغوش می کشد که سنگينی شان زمين را ترک برداشته.

آيا اين همان آسمانی است که زمانی راز دار تکلّم اشک هايم بود؟

من نمی دانم و به ياد نخواهم آورد آبی آسمانی را

چرا که ديگر هيچ

 مداد رنگی ای در کيفم نيست...!

نمی خواهم بزرگتر شوم وهرگز از روز تولدم خوشم نمی آيد چرا که از خاطرات زيبای گذشته فاصله می گيرم.

 

 

خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند 

ولی حیف که من زاده امروزم

خدایا جهنمت فرداست

پس چرا من امروز می سوزم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 22:56 توسط هستی |


 

 

سلام دوستای خوبم ممنون که یه تنها رو تنها نمی ذارین یک دنیا ممنون

از همه دوستایی که به وبلاگ من سر می زن یه خواهش دارم به این وبلاگ سر بزنید وبلاگ بهترین دوستمه خیلی جالبه تازه راه اندازیش کرده

www.ghorubeghamgerefte18.blogfa.com

به این وبلاگم حتما سر بزنیم موضوع وبلاگ در مورد شهرستان نطنز شهر خودمون خیلی جالبه

www.natanz-0.blogfa.com/

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 0:20 توسط هستی |


من هستی هستم 18 ساله از یه جا توی این کشور عزیز و دوست داشتنی

به سراغ من اگر می آیید
نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من

آیدی من: beststar_setareh


بخش اصلی سایت


HOME

E-Mail
BAHAR 20



آرشیو مطالب

تیر 1388

خرداد 1388

اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386


لینک دوستان

نطنز منفی صفر درجه
طوقی
سعید
Welcome To Mehran Farahraz Homepage
ایرانپارسی
سال پیامبر اعظم
قصه های قاصدک
ایالت خودمختار شامپانزه
ترشیده ها
عاشقان خوب
فرشته دی
تنهایی را عشق است
آدمیان هنوز نفس می کشند
مسافر شعر
غروری است در من که عاقبت...
عشق ابدی
من و عشقم
همتا
عشق من
من و این همه تنهایی
شکلات
هرچی عشقت بکشه هست (نازنین جان)
تنهای عاشق
کلبه عشقولانه من
اس ام اس بازی
مروارید سیاه
کشتی به گل نشسته
دانلود
هرچی بخوای پیدا میشه
انواع فال
اس ام اس فارسی
کد تغییر شکل موس
منبع کد موزیک برای وبلاگ
قالب های فوق جدید بلاگفا


بخش فالنامه سایت


ابتدا نيت كنيد

سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد
دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ



بخش آمارگير سایت




تعداد بازديدها: